نقاشی و نخستین گام ها در نوشتن
نخستین مراحل نقاشی کودکانه
خط خطی کردن:
- حرکات عضلانی و اثر گذاری بر روی کاغذ: نوزاد از آغاز تولد، لحظات کوتاهی توجهش به حرکاتی که در میدان دید او انجام می گیرد، جلب می شود و این حرکات را با چشمانش تعقیب می کند کمی بعد او سرش را هم اندکی به طرف اشخاص و اشیاء در حال حرکت می گرداند. در سه ماهگی مرتب به دست هایش می نگرد و اشیاء را لمس می کند. از این زمان است که وی تجارب اساسی و مداومی در جهت فعالیتهای فکری و عاطفی خود پیدا می کند.
او در چند ماهگی متوجه می شود برخی از اشیا که بر سطح چیزی کشیده یا پرتاب می شوند اثری از خود باقی می گذارند. کراتی گفته است اگر کودک فرصت و امکان تماس با اشیائی را بیابد که در اطراف او وجود دارند وبتواند انها را آزمایش کند خیلی زود متوجه می شود که مداد و قلم و خودکار و گچ جزو آن دسته از اشیاء است که از خود اثری مشخص بر سطوح مختلف مانند کاغذ یا تخته بر جای می گذارند.
فعالیت گرافیکی کودک ممکن است برای والدین به منزله ی یک بازی فردی باشد که مفهوم اجتماعی ندارد در حالیکه این اثر بنا بر دلایل بنیانی علاوه بر ارزش بیانی منعکس کننده پیچ وتاب های فکری کودک نیز هست. اولین علائمی که
کودک رسم می کند بیشتر بر اثر ضربه زدن مداد بر روی کاغذ به وجود می آید. گاهی این ضربات به قدری محکم است که باعث پاره شدن کاغذ نیز می شود، زیرا گرچه قدرت عضلانی او بسیار محدود است ولی قدرت هیجانی او بسیار زیاد می باشد. فعالیت گرافیکی کودک اصولاً عملی ارگانیک است یعنی نشانه ای است از حرکتی که بر روی یک سطح قابل ضبط کشیده می شود. منشأ اصلی فعالیت به دست و بازو محدود نمی شود بلکه در عمل تمام اعضای بدن در تولید آن سهمیم هستند. در نخستین مراحل، کودک خطوطی را به جهات مختلف رسم می کند این خطوط تمام صفحه ی کاغذ را در بر می گیرد و یا تا جایی که بازوانش اجازه می دهدنیمدایره ای رسم می کند. البته این امر به حالت نشسته یا ایستاده او و اینکه مداد را چگونه به دست گرفته است نیز بستگی دارد.
کودک معمولأ 6 ماه پس از خط نگاری رابطه ای بین حرکات دست خود و آثاری که پدید می آورد کشف می کند او متوجه می شود اثر خط بر روی کاغذ به دلیل حرکت دست و به کمک مداد به وجود می آید. در این مرحله او می تواند با حرکات دستش خطوط عمودی و افقی یا مدور رسم کند و شکل های ظریف تری ترسیم کند. خطوط درهم وبرهمی که کودک در سنین 16 تا 18 ماهگی ترسیم می کند کم کم جایش را به دو اثر گرافیک مشخص تر می دهد، که یکی خط نوشتنی و دیگر خط نگاری است که این دو به مرور زمان و بر اثر پیشرفت و پختگی فکری کودک هرکدام جای مشخص خود را پیدا می کنند.
خط خطی کردن بی نظم و نامفهوم برای او به منزله ی نوعی بازی است که از آن لذت می برد و نباید او را مجبور به کشیدن اشیاء حقیقی کرد. در سنین 2 تا 3 سالگی برای شکل هایی که می کشد اسم می گذارد او از این طریق می خواهد با محیط اطراف خود ارتباط پیدا کند. بنابراین خط خطی کردن در امتداد حرکتی عضلانی و بصری به منظور برجاگذاردن اثر یا علامتی است که هیچ عامل فکری ندارد او روی هر سطحی که در دسترس باشد مثل دیوار، میزو یا اشیاء مورد علاقه والدین اثر یا علامتی به جا می گذارد. باید توجه داشت که خط خطی کردن در و دیوار برای کودک همان ارزش بیانی را دارد که برای بیان آن بوسیله ی حرکات دست و بازو انجام می گیرد.
مفهوم خطوطی که کودک رسم می کند به عوامل فردی و تکاملی او بستگی دارد. این خط ها به صورت های مختلف یا با دقت و ظرافت و یا در قسمتی محدود از کاغذ با خطوط مداوم با رنگها و اشکال مختلف ظاهر می شوند که نشانگر شخصیت کودک از نظر خلق و خو وقدرت او می باشد. برنسون به طور مثال تأیید می کند که به هنگام بیان نخستین دوره خط نگاری، اگر کودکی تمام صفحه ی کاغذ را با خطوط پر کند بدین وسیله تمایلش را به تصاحب مکان بیشتری در قلب و عاطفه ی مادر نشان می دهد.
- مراحل تکامل خط خطی کردن: خط خطی کردن کودکان به دلایل تکاملی با هم فرق دارد خط خطی کردن یک کودک 1ساله از نظر گستردگی و ساختار با نقش و خط هایی که یک کودک 3 ساله می کشد خواه یا ناخواه فرق اساسی دارد. بررسی هایی که توسط کلوگ در مورد کودکان کشورهای مختلف جهان صورت گرفته نشان می دهد که از نقش های ساده گرفته تا نقش های پیچیده کودکان، مبانی بنیادی وجود دارند که نزد تمام کودکان دنیا یکسان است که با عوامل رشد عضلانی و عصبی کودکان ارتیاط مستقیم دارد. طبق این بررسی تکامل نقش نگاری در کودکان طی پنج مرحله ی اصلی صورت می گیرد که عبارتند از:
v
v اثر یا خط نا مشخص
v خط مشخص یا اشکال هندسی درهم
v طرح یا در کنار هم قرار گرفتن چند شئ
v اجتماع چندین شکل مختلف و تصویرنگاری
کراتی و مارتین یادآور شده اند که خط های افقی قبل از خط عمودی ظاهر می شوند ولی به طور کلی در مرحله اول کودک خطوطی در جهت های مختلف رسم می کند خواه به صورت افقی، عمودی یا دایره ای.
در2سالگی خطوط دایره ای یا زاویه دار ظاهر می شوند. درسن5/2سال قدرت عضلانی کودک بیشتر می شود وهنگامی که خطی رسم می کند با چشم مراقب آن است تا از محدوده تعیین شده خارج نگردد. بنا به پژوهش ژزل کودک در این سن قادر است در یک قسمت کاغذ موضوعی را نقاشی وقسمت دیگر را اختصاص به مطلب دیگری بدهد و یا با در نظر گرفتن مرکز کاغذ نقاشی متعادلی رسم کند.
در 3 سالگی او مایل است احساسات درونی خود را که در ارتباط با تجربه های زندگی کوتاه مدتش بدست آورده بیان کند. کودک در سالگی3 خطوط عمودی را بیش از خطوط افقی رسم می کند که خطوط عمودی نشانگر اظهار وجود کودک است یعنی کودک از وجود خودش آگاه است. دراین سن خط نگاره کودک می تواند معرف یک چهره، یک تلفن یا یک درخت باشد. او می تواند دایره یا فضای بسته ونیز اشکال مربع و مستطیل رسم کند. در اواخر3 سالگی کودک شروع به کشیدن اشکالی می کند که شبیه خانه یا خورشید است . در اواخر4 سالگی نیز خط نگاره های او برای بزرگسالان نیز معنی پیدا می کند و مرحله خط خطی کردن را پشت سر گذاشته وارد مرحله تمثیلی می شود.
- کودک و میمون: کودک کودک در نخستین مرحله خط نگاری رفتاری مانند انسان های اولیه دارد. بنا به پژوهش موریس در واقع شامپانزه ها و گوریلها نیز دوست دارند خط نگاری کنند. آن ها هم مانند کودکان برای لذت بردن، علائم و خطوطی رسم می کنند.
تکامل خط نگاری در کودکان همانند میمون ها در دو مرحله مغایر و کلی انجام می گیرد:
v مرحله اول شامل تکرار یک موضوع جهت لذت بردن و دوباره دیدن شئ آشناست.
v مرحله دوم حاوی تغییر دائمی موضوع است که کودک را تشویق و تحریک به دیدن چیزهای جدید می کند.
مرحله اول به کودک امکان می دهد که با تکرار وتمرین اشکال شبیه به هم را رسم کند ولی مرحله دوم به کودک امکان پیشرفت می دهد تا به طریق بیان های جدیدی دسترسی پیداکند.
این تکامل در کودک ومیمون به یک شکل انجام می پذیرد. البته به محض اینکه کودک سعی درکشیدن اشکال تمثیلی می کند محصول کارش نسبت به نقاشی میمون متمایزمیشود. در این مرحله کودک شروع به نشان دادن ارزشهای خاصی با محتوای روانی خود می کند که نقاشی میمون فاقد این ارزشها ست.
خط نوشتنی وترسیم:
- نقش ترسیم وخط نوشتنی : ترسیم وخط نوشتنی با حروف الفبا دارای مقاصد کاملا مختلفی هستند. نوشتن خط با حروف الفبا فعالیتی است کاملا هماهنگ وظریف که عضلات بازو ودست را به حرکت دقیق وا می دارد و منشأ آن تقلید از اعمال شهود در اجتماع است.
بنا به تحقیق الشولرهاتو یک کودک در 18 ماهگی بر خود تسلط پیدا می کند و بدون توجه به افکار دیگران فقط کارهایی را که حس می کند قادر به انجام آن هاست انجام می دهد.
در 4 یا 5 سالگی کارهایی می کند که مورد تأیید و یا انتظار دیگران است و سعی می کند رفتاری مورد قبول اجتماع داشته باشد. در سن 5 یا 6 سالگی امکان دستیابی کودک به درک حروف الفبا یا خط نوشتنی فراهم می شود. این نکته قابل توجه است که فعالیت کودک در زمینه خط نگاری و نقاشی از همان ابتدا بیانگر خصلت فردی و تحلیل کننده احساسات عاطفی کودک است اما خط نوشتنی بعد از سال ها چنین نقشی را ایفا می کند.
زمانی که نقاشی به صورت خط نگاری عرضه می شود کودک با حرکات خود به خودی دست و بازو جوشش و تحریکات طبیعی اش را بیان می دارد. در حالیکه بعدها وقتی شروع به کشیدن اشکال مختلف می کند عواطف و کشفیات و نوع دید خود از اشیاء و اشخاص را نشان می دهد. نقاشی او در سن 8 و 9 سالگی بر اثر استحکام افکار منطقی و تحت تأثیر قواعد مدرسه وقوانین اجتماعی و خانوادگی حالتی بیش از پیش معمولی می گیرد در این سن کمتر تحت تأثیر احساسات خودبه خودی قرار می گیرد.
برای کودک علائم بیش از نمادها و کلمات دارای نیروی ارتباطی هستند و نقاشی برای بیان یک حالت روحی و یا بیان تجربه مؤثرتر است. در مورد نقاشی می توان گفت که تصویر وسیله بیان و ارتباط است اما نوشتن به صورت کلمات در واقع تجسم گرافیک سخن است. وقتی کودک متوجه می شود که سخن گفتن را نیز می توان به صورت گرافیک یعنی به شکل کلمات نوشته شده عرضه کرد توجه او به حروف و کلمات زیاد می شود و نیاز به درک معانی کلمات در او پدید می آید، او می فهمد که کلمات امکان بیانی را در اختیار او قرار می دهند که انجام آن به کمک نقاشی به سادگی میسر نیست.
- مراحل پیشرفت در نوشتن کلمات: برای نوشتن، کودک باید بذ عضلات خود مسلط باشد و خود را بر الگویی تطبیق دهد. در سن 5 یا 6 سالگی شرایط روانی و جسمی لازم برای فراگیری خواندن و نوشتن ایجاد می شود. بسیاری از کودکان 2 یا 5/2 با تقلید از بزرگترها خط هایی افقی بر روی کاغذ می کشند یا خط های شکسته که شبیه کلمات است رسم می کنند. کودک در 3 سالگی تمایل به کشیدن اشکال هندسی پیدا می کند و در 4 سالگی بعضی از بچه ها در نقاشی خود حروفی از الفبا را رسم می کنند. این امر نشانه آغاز به کارگیری کلمات نیست بلکه کلمات به صورت نقاشی عرضه می شود.
بعضی از کودکان در 5 سالگی می توانند چند حروف الفبا و یا حتی اسامی خود را به صورت کج و کوله بنویسند و یا گاهی متوجه می شود حرفی از الفبا جزو حروفی است که نام خود را با آن می نویسد. اما نمی تواند آن حرف را در میان کلمات دیگر پیدا کند زیرا برای کودک کلمات فقط به طور جداگانه یعنی بدون در نظر گرفتن این که کلمات از حروف مختلف تشکیل شده اند قابل شناخت هستند.
- خواندن و نوشتن و ناسازگاری: آموزش خواندن و نوشتن با پختگی و پرورش کلی کودک همراه است که هر کودک با هوش متوسط که دچار آشفتگی روانی نباشد قادر به فراگیری آن است. برای کودک مشکل اصلی هماهنگی بین نمایش بصری یک حرف با حرکات بازو و دست و انگشتان اوست.(حرکاتی که برای نوشتن کلمات لازم است.)
بنا به گفته فویو در مورد فراگیری خواندن و نوشتن حروف و کلمات عمل تنظیم اندیشه به دنبال عمل ذهنی که ارادی است و دارای خصلت بصری است فرا می رسد و به طورخودکار باعث عمل مکانیکی نوشتن می شود البته دو عمل ذهنی و مکانیکی کاملاً بهم وابسته اند. بچه های عقب مانده ذهنی بعد از چند سال تمرین مؤفق می شوند جملاتی را عیناً رونویسی کنند ولی قادر نیستند خودشان جمله ای در ذهن آماده کرده و بنویسند برای آن ها نوشتن همانند نقاشی کردن است.
کودکانی با هوش متوسط بنا بر ضرورت از حروف و کلمات استفاده می کنند در حالیکه بچه های عقب مانده ذهنی قادر به این کار نیستند زیرا بکار گیری کلمات نیاز به نماد شناسی دارد.
علاقه و توجه کودک به حروف الفبا از زمانی که اولین خط افقی را ابتدا به صورت مستقیم و بعد به صورت بریده رسم می کند جلب می شود ولی در کودک عقب مانده نمی توان این زمان را مشخص کرد. علاقه و توجه ناچیز این کودکان نسبت به خواندن و نوشتن نشان می دهد آن ها زمانی که مجبور به آموختن باشند سعی در فراگیری دارند. در هر حال اگر کودکی عقب مانده نباشد ولی در عین حال با مشکل یادگیری خواندن و نوشتن روبرو شود ممکن است علت آن به یکی از عوامل زیر مربوط با شد:
1- سن فکری: وقتی سن مغزی و فکری کودک زیاد می شود یعنی هوش کودک بالامی رود غلط های املائی کم می شود.
2- تأ خیر در راه افتادن کودک: راه رفتن به کودک این امکان را می دهد که آزادانه به اشیاء مورد توجهش دسترسی یابد و آن ها را لمس کند هر تأخیری در این مورد اثر مستقیمی در یادگیری خواندن و نوشتن و به طور غیر مستقیم در غلط نویسی املائی دارد.
3- عدم ثبات در توجه کودک: کودکانی که نمی توانند توجه خود را به چیزی معطوف کنند اغلب دارای غلط املایی زیادی هستند زیرا نوشتن نیاز به دقت و توجه کافی دارد.
4- شناخت دست چپ و راست: عدم شناخت دست چپ و راست در یادگیری حروف الفبا تأثیر دارد.
5- نقصان در سخن گفتن: تحقیقات ثابت کرده بین تأخیر در یادگیری سخن گفتن و نقصان آن و غلط های املائی رابطه وجود دارد و تا زمانی که کودک نتواند کاملاً درست سخن بگوید طبیعی است که نتواند درست بنویسد . بنابراین می توان متذکر شد که غلط نویسی و یادگیری خواندن ممکن است به تأخیر در پرورش ذهنی و یا وجود بی نظمی در جهت یابی فضایی کودک یا عدم آموزش صحیح یا نقص در تلفظ مربوط باشد.
تحول و تکامل خط نگاری
سرآغاز
- درک و شعور: پرورش قدرت بیان نقاشی فقط وابسته به تکامل جسمی کودک نیست و با درک و شعور او نیز در ارتباط است.این ادراک در بدو تولد بسیار جزئی است ولی با پیشرفت سن مطبوع و ظریف می شود در حقیقت چون کودک هنوز مهارت کافی ندارد نمی تواند خوب نقاشی کند. بنا به تحقیقات انجام شده دو روند اساسی در توسعه و پیشرفت درک کودک مؤثر واقع می شود یکی تشخیص شناخت اشیاء و دیگری تشخیص تمایز بین آنهاست.
در مورد اول توجه کودک به نقاط مشترک شئ محرک و تصویری که از آن در ارتباط با تجارب اولیه زندگیش در مغز دارد جلب می شود و در مورد دوم بر عکس توجه او به تفاوت اشیاء جلب می شود. و اگر بین اشیاء مختلف اختلاف دیگری باشد تصاویر آن را به خاطر می سپارد. تصاویر گرافیکی که به این ترتیب در مغز کودک ضبط می شود بیشتر از شباهت بین اشیاء مورد استفاده قرار می گیرد و کودکان 4 یا 5 ساله برای تصویر نگاری از این حافظه استفاده می کنند.
در ابتدا اشیاء در نظر کودک به چند نوع عمده از قبیل خانه، درخت، آدمک دسته بندی می شوند که برای نقاشی نیز مورد استفاده قرار می گیرند ولی در سال های بعد کودک شکل های جدیدی از خانه و درخت و آدمک عرضه می کند و آن زمانی است که شناخت کاملی نسبت به ظاهر اشیاء دارد و فقط اندازه این شکل ها بیش از حد کوچک است.
- مراحل پیشرفت: کودک بعد از 5،6 سالگی قدرت و توجه بیشتری بر واقعیات بیرونی پیدا می کند و چون لغات بیشتری آموخته می تواند اختلاف اشیاء را با یکدیگر بیان درک و بیان کند. بنابراین کودک در این سن وقتی نقاشی می کشد فقط آن جنبه هایی از اشیاء را که شناخته رسم می کند و نه آنچه را در ظاهر می بیند.
به این علت نقاشی او دو خصیصه متضاد دارد: یکی آن که نسبت به بیان بعضی عناصر که قابل رؤیت هستند ولی از نظر او مهم جلوه نمی کنند کوتاهی می کند دیگر این که عناصری را به شکل درمی آورد که برای او مهم هستند ولی قابل رؤیت نیستند. در این مرحله نقاشی کودک کمتر دارای جنبه شناسایی یک شئ است بلکه شناخت نقاشی او براساس اشتباهاتی صورت می گیرد که در نقاشی او نمایان است و فهم این اشتباهات نیز به منزله شناخت نیازها و موضوعات مورد علاقه کودک است. زمانی که کودک اشیاء را شبیه به خودشان می کشد و دیگر افکار عاطفی خود را در معرفی اشیاء به کار نمی گیرد وارد مرحله ای شده که متخصصین آن را واقع بینی بصری می نامند و بر عکس واقع بینی ذهنی و فکری است.
در فاصله بین سنین 10 تا 14 سالگی نوجوان این نوع طرز بیان را منسجم تر می کند از این به بعد نقاشی او دارای خصوصیت منحصر به خود می شود و سپس ثابت می ماند و دیگر پیشرفتی نمی کند اما تکنیک آن جلو می رود و نوجوان سعی می کند تکنیکهای جدیدی در نقاشی خود به کار برد.
منابع
1- ل،کرمن. نقاشی کودکان کاربرد تست ترسیم خانواده در کلینیک. ترجمه پریرخ دادستان، محمودمنصور(1381).تهران. انتشارات رشد
2- آنا اولیوریوفراری. نقاشی کودکان و مفاهیم آن.ترجمه عبدالرضا صرافان(1376). انتشارات نگاه
3- گلین و تامس، آنجله م.ج.سیلک.مقدمه ای بر روان شناسی نقاشی کودکان .ترجمه محمدتقی فرامرزی.(1382) نشر دنیای نو