دانش آموزان با نیازهای
ویژه
کاش برای آموختن به من به راهنمایی های شفاهی
و آموزش کلامی بسنده نمی کردی
کاش اندک پیشرفتم را مقدمه پیشرفتی دیگر تلقی
می کردی
کاش صبورانه می گذاشتی میزان سرعتم را خود
تعیین کنم تابدانم که در پناه
صبر تو بر آن خواهم
افزود کاش مرا سرزنش نمی کردی که من به علت عدم
توانایی مستحق ملامت
نیستم
مقدمه
آموزش ویژه برنامه ای است که بتواند نیازهای خاص
کودک استثنایی را برآورده کند. قانون مربوط به
آموزش ویژه تصریح می کند که جدایی
کودک از کلاس عادی، خانه،خانواده،جامعه باید در کمترین حد
ممکن باشد و زندگی کودک
باید هرچه بیشتر جنبه عادی خود را طی کند و مداخله ای که ما در کار
آموزش او می
کنیم باید با نیازهای او هماهنگ باشد و آزادی فردی او نباید بیش از آنچه لازم است
محدود گردد.
جداسازی باعث کاهش ارتباط و شناخت متقابل دانش
آموزان دارای نیازهای ویژه و عادی می شود،علاوه
بر آن ساختار طبیعی جامعه را برهم
می زند و سازگاری و اجتماعی شدن بهینه افراد دارای نیازهای ویژه
را با مشکل مواجه می
سازد. تغییر الگوی آموزش عادی در جهت نیل به معیارهای رویکرد آموزش فراگیر
مستلزم
همکاری های بین بخشی و آماده سازی عوامل انسانی و شرایط و امکانات مادی و معنوی در
محیط می باشد.
تعریف نیازهای ویژه
این اصطلاح کلی و به نسبت بحث انگیز برای کودکانی
است که به شکل هایی از کمک و مساعدت
اضافی نیاز دارند. از آن جا که نیازهای آنان
بسیار تغییر پذیر است، امکان ارائه تعریف دقیقی از این نیازها وجود ندارد.
ضرورت اجرای طرح
طرح نیازهای ویژه در کلاس های درس را یونسکو در سال
1988 آغاز کرد. هدف از آن تهیه مجموعه ای از
ایده ها و مطالبی بود که آموزگاران و
مدرسین تربیت معلم در نقاط مختلف دنیا بتوانند از آن استفاده
کنند. دغدغه اصلی،
کمک به مدارس عادی در واکنش مطلوب به تنوع دانش آموزان بوده است.
در کشور ایران، در سال تحصیلی 81-80 طرح عملیاتی
آموزش فراگیر با هدف جایدهی چهار گروه دانش
آموزان دارای هوش مرزی،کم شنوا،کم بینا
و آسیب دیدگان جسمی- حرکتی در مدارس عادی دو استان
اصفهان و گیلان به صورت آزمایشی
در دوره ابتدایی اجرا شد. اینک با استفاده از تجارب اجرای طرح در
سال تحصیلی مذکور
و انجام اصلاحات لازم، طرح حاضر جهت اجرای آزمایشی در سال تحصیلی 82-81
تدوین
گردید.
جامعه تحت پوشش
کودکان واجب التعلیم دارای ویزگی های مشروحه
زیر، مشمول آموزش و پرورش می شوند:
دانش آموزان دچار آسیب دیدگی خفیف تا شدید شنوایی:
شامل دانش آموزانی که
میزان متوسط آستانه های شنوایی آنان بین 15 تا 70 دسی بل باشد.
دانش آموزان کم بینا:
دانش آموزانی که حداکثر حدت بینایی اصلاح شده آن ها
از بیشتر واز کمتر است و با استفاده از
وسایل کمک بینایی
قادر به استفاده از کتاب های عادی باشند.
آسیب دیدگان جسمی- حرکتی:
شامل دانش آموزان آسیب دیده جسمی که توانایی نسبی در
حرکت و جابجایی با وسایل کمکی را
داشته و
قادر به بهره گیری از دست باشند.
دانش آموزان دارای هوش مرزی:
دانش آموزانی که در بدو ورود به دبستان قرار دارند و
بر اساس کاربرگ های تشخیصی مرحله تخصصی
هوش دارای هوش مرزی تشخیص داده می شوند و نیز دانش آموزانی که در پایه های مختلف
تحصیلی تحت
پوشش طرح تحصیل می کنند و
براساس نتایج آزمون کارشناسان مراکز سنجش آموزش و پرورش استثنایی
موجود درپرونده
خود دارای هوش مرزی تشخیص داده شد و سوابق تحصیلی این قبیل دانش آموزان نیز مبین
این
تشخیص است.
دو دیدگاه در بررسی مشکلات دانش آموزان با نیازهای
ویژه:
دیدگاه فرد دانش آموز: مشکلات آموزش براساس
ویژگی های شاگردان منفرد تعریف می شوند،
مانند معلولیت زمینه اجتماعی و مسائل روان شناختی.
این دیدگاه بر پایه 4 فرض استوار است:
•
گروهی از کودکان را می توان استثنایی دانست.
•
حل مشکل این کودکان نیازمند آموزش ویژه است.
•
بهتر است کودکانی که مشکلات مشابه دارند،در
کنار هم آموزش ببینند.
•
سایر کودکان"عادی" بوده و از
مدارس،به شکل موجود، استفاده می کنند.
دیدگاه برنامه ریزی درسی:
در این دیدگاه مشکلات آموزش بر اساس تکالیف و فعالیت
های شاگردان و شرایط حاکم بر کلاس درس،
تعریف می شوند. اتخاذ این دیدگاه می تواند
در مراقبت طیف گسترده تری از شاگردان از جمله شاگردانی
که اکنون آن ها را در مدارس
عادی کنار می گذارند به ما کمک می کند.
این دیدگاه بر پایه 4 فرض استوار است:
هر کودکی ممکن است که در مدرسه مشکل داشته باشد.
•
این مشکلات می توانند راه های ارتقای روش
تدریس را نشان دهند.
•
این پیشرفت ها به شرایط یادگیری بهتر برای همه
کودکان منجر می شود.
•
آموزگارانی که می کوشند عملکرد خود را بهتر
کنند باید پشتیبانی شوند